دوست داشتن، زندانی کردن نیست
دوست داشتن، زندانی کردن نیست

برخی افراد (والدین) به دلیل طرحواره رهاشدگی عمیقی که دارند دوست داشتن را در زندانی کردن تعریف میکنند، یعنی این والدین (زن یا  شوهر) با توجه به اینکه دوره کودکی بسیار متزلزل و بی ثباتی داشته اند لذا روابط کنترل کنندگی، انحصارطلبی، وابستگی عاطفی شدید و شکننده نسبت به افراد مهم زندگی (همسر یا کودک) نشان خواهند داد که در چنین شرایطی معمولا رفتارهای چسبندگی، سین جیم کردن های مداوم و پلیسی در قبال طرف مقابل انجام خواهد داد چرا که به دلیل طرحواره رهاشدگی که از کودکی با آن رشد کرده است نگرانی شدید و مداوم از دست دادن طرف مقابل و یا رهاشدن از جانب فرد مهم زندگی دارد، و اینجاست که:

اجازه نمیدهد کودکش برای چند لحظه ازش دور شود؛ اجازه نمیدهد بچه ش همراه همسرش برای چند لحظه به تنهایی بیرون بروند و یا به خانه پدر شوهر یا پدر زن بروند، اجازه نمیدهند همسرش با دوستانش به تنهایی بیرون بروند و ساعاتی با دوستانش باشد، هر روز تا همسرش به خانه برمیگردد دم به دم زنگ میزند و اگر جواب تلفنشو نده بهم میریزد و طرحواره رهاشدگی فوران میکند (احساس میکند او را دوست ندارد و رهایش کرده است)، اجازه نمی دهد همسرش با همکاران جنس مخالفش صحبت کند و بشدت نگران است مرغ از قفس بپرد، و اینجاست که:

میگوید از بس عاشق بچم هستم که نمیتونم برای یه لحظه دوری او را تحمل کنم،

از بس زنم یا شوهرم را دوست دارم که باید روزی صدبار بهش زنگ بزنم و نمیتونم ازش دور شم.

بله، تمام این رفتارها، نه نشانه دوست داشتن و عشق ورزی، بلکه حکایت از علائم یک طرحواره ناسازگار و بیمارگون به نام طرحواره رهاشدن از جانب همسر یا فرزند دارد که این علائم نه تنها موجب آسیب رساندن به رشد ابعاد عاطفی، هیجانی، اجتماعی و شناختی کودک میشود، بلکه میتواند باعث تعارضات زناشویی و تخریب روابط سازنده با همسر شود.

پس دوست داشتن، زندانی کردن نیست، بلکه، گاهی رها کردن است.

دکتر ویسانی، متخصص روانشناسی کودک و نوجوان